الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
243
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
روش على ( ع ) دربارهء مردم بصره مطر بن خليفه از منذر ثورى نقل مىكند كه چون در جنگ جمل مردم منهزم شدند و روى به گريز نهادند ، امير المؤمنين ( ع ) فرمان داد منادى ندا دهد كه هيچ زخمى و خستهاى را مكشيد و هيچ گريختهاى را تعقيب مكنيد ، و فقط آنچه از سلاح و مركب كه در لشكرگاه بود تقسيم كرد . سفيان بن سعد مىگويد : عمار به امير المؤمنين ( ع ) گفت : عقيدهء شما در مورد اسير گرفتن زن و فرزندان اينان چيست ؟ فرمود : هيچ راهى بر آن نيست و ما فقط با كسانى كه با ما جنگ كردهاند جنگ كردهايم . و چون مركب و سلاحى را كه در لشكرگاه بود تقسيم كرد يكى از يارانش كه از قاريان بود گفت : بايد ، از زنان و فرزندان و ديگر اموال ايشان هم ميان ما تقسيم كنى و گرنه به چه دليل ريختن خونهاى ايشان حلال باشد و تصرف اموال آنان حرام ؟ فرمود : بر اين زنان و فرزندان هيچ راهى نيست ، كه آنان در سرزمين مسلمانانند و همانا فقط كسانى را كه با ما جنگ كردهاند و كسانى را كه بر ما ستم كردهاند كشتهايم ولى اموال ايشان ميراث كسانى است كه مستحق دريافت آنند و ارحام و خويشاوندان ايشانند . عمار كه خدايش رحمت كناد گفت : بنابراين گريختگان آنان را تعقيب نمىكنيم و زخمىها را نمىكشيم . فرمود : آرى ، كه من همگان را امان دادهام . سعد بن جشم از خارجه ، از مصعب ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است همراه امير المؤمنين ( ع ) در جنگ جمل شركت كرديم و چون بر آنان پيروز شديم در جستجوى خوراك برآمديم و از كنار سيم و زر مىگذشتيم و چيزى بر نمىداشتيم و چون به خوراكى مىرسيديم بر مىداشتيم و مىخورديم و على ( ع ) آنچه از عطر و بوى خوش در لشكرگاه پيدا كرد ميان ما و براى زنان ما تقسيم كرد و گفت به زنان بصره كه شوهرانشان كشته شدهاند بگوييد عده نگه دارند و اموال كشتگان را ميان خانوادههايشان تقسيم مىكنيم كه ميراث آنان است ، بر همان طريق كه خداوند واجب كرده است . و چون اسيرى از آنان را مىآوردند در صورتى كه قاتل بود و كسى را كشته بود او را مىكشتند و در صورتى كه دليلى در دست نبود كه قاتل باشد رهايش مىكردند و چون آنچه از اسب و سلاح در لشكرگاه بود تقسيم كرد ، اسبى را پيش آوردند و ارزش آن را تعيين كردند و همين كه نزديك بود آن را بفروشند